پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه شریف در کیش
ضمنا اینجانب آماده راهنمایی و مشاوره در خصوص انتخاب رشته و تحصیل در جزیره کیش میباشم.
ضمنا اینجانب آماده راهنمایی و مشاوره در خصوص انتخاب رشته و تحصیل در جزیره کیش میباشم.
دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف با همكاری اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران برگزار می کند:
«پنجمین دوره كاربردی كوتاه مدت MBA (یکساله) با گرایش عمومی»
مدیران امروز در کنار و پشتیبان مدیران فردا
مدیریت سازمان شما در آینده با چه کسانی خواهد بود؟
چگونه نسل آینده مدیران سازمان خود را آماده میسازید؟
کارشناسان امروز + دانش مدیریت + تجربه حرفهای = مدیران فردا
مخاطبین دوره:
- مدیران ارشد سازمانها و بنگاههای اقتصادی کوچک، متوسط و بزرگ
- مدیران میانی و کارشناسان سازمانها و بنگاههای اقتصادی به ویژه نامزدهای جانشینی نسل فعلی مدیران
شروع دوره: دیماه 1391 پایان دوره: آذرماه 1392
دوره شامل 10 درس، هر یک به مدت 24 ساعت، و دو نشست تخصصی است. كلاسها چهارشنبهها عصر (16 -20) و پنجشنبهها صبح (8 -14) برگزار میشود
مدیریت استراتژیک- دکتر محمدرضا آراستی؛ مدیریت منابع انسانی- دکتر بهزاد ابوالعلایی
اصول و فنون مذاکره- دکتر مسعود حیدری؛ روش های تصمیم گیری برای مدیران- دکتر محمدتقی عیسائی
اصول حسابداری و مدیریت مالی- آقای ایرج اکبریه؛ کارآفرینی و راه اندازی واحدهای جدید- دکتر سید علیرضا فیض بخش
اقتصاد برای مدیران – دکتر حسن درگاهی؛ مدیریت پروژه – دکتر مهران سپهری
مدیریت بازاریابی – دکتر منوچهر نجمی؛ حقوق تجارت – دکتر فرید محسنی
نشست نیم روزه: چالش های برنامه ریزی استراتژیک برای بنگاه های ایران - دکتر علی نقی مشایخی
نشست نیم روزه: تحلیل مسائل عمده اقتصاد ایران - دکتر مسعود نیلی
شهريه دوره: هزینه دوره (شامل منابع درسی، جزوات و پذیرایی)60 میلیون ریال است که طی 3 فقره چک قابل پرداخت میباشد.
به شركت كنندگانی كه با موفقیت دوره را سپری کنند گواهی موفقیت از سوی «دانشكده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف» و «اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران» (به صورت مشترک) ارائه خواهد شد.
نحوه ثبت نام: ارسال مدارک به یکی از نشانی های زیر:
- نمابر 66022759 یا پست الكترونیكی embacp@gsme.sharif.ir (دانشکده)؛
- نمابر شماره 88713415 یا پست الكترونیكیedu@tccim.ir (اتاق)
مدارک لازم: فرم تکمیل شده تقاضا (فرم پیوست) همراه با رزومه، كپی از آخرین مدرك تحصیلی (حداقل کارشناسی) و گواهی سابقه کاری
به علت محدودیت ظرفیت و لزوم یكسانسازی فضای حرفهای دوره، با بررسی سوابق و تجارب نسبت به انتخاب و پذیرش افراد اقدام می شود و مراتب به اطلاع متقاضیان می رسد، سپس پذیرفته شدگان می توانند وجه ثبت نام را واریز نمایند
دوستان عزیز متن ای میلی که در خصوص برگزاری جلسه زیست محیطی رسیده به اطلاع میرسد:
هم دانشگاهي عزيز
با سلام
پيرو اطلاعيه قبلي مبني بر برگزاري نشست سرو سايه فكن در روز شنبه 02/02/1391 بدينوسيله جزئيات برنامه به استحضار
مي رسد:
· پذيرش و بازديد از نمايشگاه جانبي ساعت 16:30 الي 17
· بخش اول برنامه، از ساعت 17 شامل:
سخنراني آقاي مهندس سادات با موضوع گسترش رویش های گرمسیری و جنگل دوم ماهشهر
گزارش فعاليت گروه دوستداران محيط زيست دانشگاه صنعتي شريف
پخش بخشهایی از مستندی راجع به دریاچه گهر و دریاچه ارومیه
سخنرانی آقای دکتر محمد زاهد شیخ الاسلامی راجع به راهکارهای مهندسي برای محیط زیست
· تنفس، پذیرایی و کاشت نهال: ساعت 18:15الي 18:45
· بخش دوم برنامه از ساعت 18:45 شامل:
سخنرانی جناب آقای کوبانو سفير كشور ژاپن پیرامون درسهایی از رخداد فوکوشیما
پخش بخش هایی از انیمیشن Wall-E همراه با نقد و تحليل
میزگرد – پرسش و پاسخ
شايان ذكر است :
1- كاشت نهال توسط میهمانان ، برگزاري نمايشگاه فعاليتهاي دوستداران محيط زيست ، رونمايي از كتاب سرو سايه فكن و ميان برنامه ها از برنامه هاي جانبي اين نشست است.
2- در طول يك سال کار گروه برگزار كننده، مطالبي تهيه شده است كه مطالعه آنها قبل از نشست به پر بارتر شدن آن مي افزايد بنابراین در صورت علاقه به اين مطالب برروي آدرس زير كليك كنيد.
http://alum.sharif.edu/~info/sarv/index.htm
3- حضور در نشست براي عموم آزاد است.
مکان: سالن جابرابن حیان دانشگاه صنعتی شریف
انجمن فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف
دفتر مركزي انجمن
تلفن:4-66085861
پيامك: 3000101151
فكس: 66085866
حضور دانشگاه صنعتي شريف در بين ٣٥٠ دانشگاه برتر جهان براي نخستين بار
سرپرست پايگاه استنادي علوم جهان اسلام گفت: بر اساس تازهترين رتبهبندي دانشگاههاي جهان توسط نظام رتبهبندي تايمز، دانشگاه صنعتي شريف به عنوان تنها دانشگاه جمهوري اسلامي ايران در بين رتبههاي 300 تا 350 قرار گرفته است.
دكتر جعفر مهراد در گفتوگو با خبرنگار علمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه نظام رتبهبندي تايمز سالانه 200 دانشگاه برتر جهان و در گزارش ساليانه خود 400 دانشگاه معتبر جهان را اعلام و معرفي ميكند، اظهار كرد: نخستين دانشگاه برتر قاره آسيا در سال 2011 كه ايران نيز در اين قاره قرار دارد، دانشگاه توكيو است كه از مجموع 100 امتياز، 74.3 امتياز را به خود اختصاص داده است.
دانشگاه توكيو، نخستين دانشگاه تراز اول قاره آسيا
وي افزود: دانشگاه توكيو اگر چه نخستين دانشگاه تراز اول قاره آسيا است، اما در بين 200 دانشگاه برتر جهان حائز رتبه 30 است.
سرپرست پايگاه استنادي علوم جهان اسلام تصريح كرد: رتبههاي دوم تا دهم در قاره آسيا به ترتيب به دانشگاههاي هنگ كنگ، دانشگاه ملي سنگاپور، پكن، كيوتوي ژاپن، علوم و تكنولوژي پوهانگ كره جنوبي، علوم و تكنولوژي هنگ كنگ، شينگهوا در چين، انستيتو علوم و تكنولوژي پيشرفته كره جنوبي و انستيتو تكنولوژي توكيو تعلق دارد.
به گفته مهراد رتبه جهاني اين دانشگاهها به ترتيب 34، 40، 49، 52، 53، 62، 71، 94 و 108 است.
وي خاطرنشان كرد: همچنين رتبههاي يازدهم تا بيستم به ترتيب مربوط به دانشگاههاي اوزاكا، توهوكو در ژاپن، عبري اورشليم، دانشگاه ملي سئول، دانشگاه چيني هنگ كنگ، دانشگاه ملي تايوان، تلآويو در فلسطين اشغالي، دانشگاه فني نان يانگ در سنگاپور، علوم و تكنولوژي چين و سيتي يونيورسيتي هنگ كنگ است.
مهراد افزود: رتبه جهاني اين دانشگاهها 119، 120، 121، 124، 151، 154، 166، 169، 192 و 193 است.
رئيس مركز منطقهاي اطلاعرساني علوم و فناوري خاطرنشان كرد: نكته حائز اهميت در 20 دانشگاه برتر قاره آسيا در نظام رتبهبندي تايمز اين است كه رتبههاي اول تا دهم دانشگاههاي آسيا، امتيازي در فاصله 74.3 تا 52.8 از مجموع 100 امتياز به دست آوردهاند. در حالي كه امتيازهاي دانشگاههاي حائز رتبههاي يازدهم تا بيستم در فاصله 51 تا 42.6 قرار دارد.
مهراد در خصوص جايگاه دانشگاههاي قاره آسيا در بين دانشگاههاي برتر جهان گفت: در فاصله رتبههاي 201 تا 225 ميتوان نام دانشگاههايي مانند بلكنت از تركيه، ناگويا از ژاپن، دانشگاه ملي شينگهوا از تايوان، انستيتو تكنولوژي رژيم اشغالگر قدس را مشاهده كرد.
وي با بيان اينكه رتبهبندي تايمز تعدادي از دانشگاههاي قاره آسيا را برحسب مجموع امتيازاتي كه از شاخصهاي رتبهبندي كسب كردهاند، در فاصله 226 تا 250 رتبهبندي كرده است، افزود: در اين فاصله از قاره آسيا تنها دانشگاه فودان در چين، دانشگاه كره در كره جنوبي، دانشگاه ملي شياتونگ در تايوان، دانشگاه متروپليتون از توكيو و دانشگاه يانسي كره جنوبي قرار دارد.
سرپرست پايگاه استنادي علوم جهان اسلام تصريح كرد: در گروهبندي ديگر كه به رتبههاي 251 تا 275 مربوط ميشود، دانشگاه پلي تكنيك هنگ كنگ، كيوشو در ژاپن، نانجينگ در چين، دانشگاه ملي سون يات سن در تايوان و شوكوبا در ژاپن از ساير دانشگاههاي آسيا برجستهتر هستند.
مهراد خاطرنشان كرد: در فاصله رتبههاي 275 تا 300 در نظام رتبهبندي تايمز علاوه بر حضور تعدادي از دانشگاههاي كشورهاي ژاپن، هنگ كنگ، چين، كشور تركيه حضور دومين دانشگاه خود يعني دانشگاه فني استانبول را تثبيت كرده است.
حضور 19 دانشگاه آسيايي در رتبههاي بين 300 تا 400
وي با بيان اينكه نظام رتبهبندي تايمز، رتبهبندي دانشگاههاي جهان را با رتبههايي از 300 تا 350 و 351 تا 400 به پايان ميرساند، گفت: در فاصله رتبههاي 300 تا 350 تنها از قاره آسيا به ترتيب دانشگاه بارلان در فلسطين اشغالي، بوقازچي در تركيه (سومين دانشگاه كشور تركيه در رتبهبندي تايمز)، انستيتو تكنولوژي هند در بمبئي (نخستين موسسه آموزش عالي كشور هندوستان در اين رتبهبندي)، دانشگاه كيو در ژاپن، دانشگاه ملي علوم و تكنولوژي تايوان، دانشگاه ژائو تونگ شانگهاي (رتبهبندي شانگهاي توسط اين دانشگاه تاسيس شده است)، دانشگاه صنعتي شريف (تنها دانشگاه جمهوري اسلامي ايران در رتبهبندي تايمز)، دانشگاه SKKU در كره جنوبي، حائز رتبههاي برتر دانشگاههاي آسيا هستند.
عضو تيم رتبهبندي دانشگاههاي جهان اسلام در ادامه افزود: سپس در فاصله رتبههاي 350 تا 400 به ترتيب دو دانشگاه از چين، چهار دانشگاه از ژاپن، يك دانشگاه از كره جنوبي، يك دانشگاه از تايلند (دانشگاه ماهيدول رتبه اول دانشگاه كشور تايلند) و سه دانشگاه از تايوان قابل توجه است.
دكتر مهراد تصريح كرد: در حالي كه رتبهبنديهاي بينالمللي دانشگاهها از سال 2003 ميلادي آغاز شده است و اين رتبهبنديها شامل تايمز، QS، شانگهاي به ترتيب 200، 200 و 500 دانشگاه تراز اول جهان را هر سال گزارش ميكنند و در دو سال گذشته تنها دانشگاه تهران در بين 500 دانشگاه تراز اول جهان قرار گرفته است، اما براي اولين بار نام دانشگاه صنعتي شريف در بين دانشگاههايي كه تايمز آنها را رتبهبندي كرده است، مشاهده ميشود.
ابلاغ نظام بومي و ملي رتبهبندي دانشگاههاي ايران از سوي وزير علوم، به زودي
وي افزود: حضور پرافتخار دانشگاه صنعتي شريف در اين نظام بينالمللي رتبهبندي براي نخستينبار بسيار غرورآفرين است و انتظار ميرود با اقدامات موثري كه وزارت علوم در حوزه رتبهبندي دانشگاهها به عمل آورده است، آگاهي دانشگاههاي كشور از اهميت صنعت آموزش عالي، با توسعه و پيشرفتهاي حاصل در دانشگاههاي بزرگ كشور منجر به اين شود كه همواره حضور دانشگاههاي معتبر كشور را در نظامهاي رتبهبندي بينالمللي دانشگاهها شاهد باشيم.
سرپرست پايگاه استنادي علوم جهان اسلام تصريح كرد: نظر به سرمايهگذاريهاي كلان در حوزه آموزش عالي توسط دولت جمهوري اسلامي ايران و تلاش دولتمردان در عرصه آموزش عالي، در حال حاضر ثمره اين تلاشها را با حضور دانشگاه صنعتي شريف در نظام رتبهبندي بينالمللي تايمز مشاهده ميكنيم؛ البته استمرار و توجه به معيارها و شاخصهاي بينالمللي تجربه بسيار گرانسنگي است كه مسووليت عظيمي را متوجه روساي دانشگاهها و موسسات پژوهشي كشور ميكند.
مهراد تصريح كرد: دانشگاهها و موسسات پژوهشي و فناوري كشور با درك اين موضوع با اهميت، شايسته است گامهاي موثري را براي برقراري پيوند مستحكمتر بين آموزش عالي ايران و صنعت آموزش عالي جهان بردارد، بنابراين به نظر ميرسد نظام بومي و ملي رتبهبندي دانشگاههاي ايران كه به زودي توسط وزير علوم اعلام و ابلاغ ميشود و نيز رتبهبندي كشورهاي جهان اسلام كه توسط پايگاه استنادي علوم جهان اسلام انجام ميشود، بتواند زمينههاي مناسبي را از نظر تمرين و كسب تجربه و در نهايت براي اوج گرفتن دانشگاهها در بين دانشگاههاي تراز اول جهان فراهم كند.
منبع خبر: ایسنا
كارشناسي: مهندسي عمران، مهندسي فناوري اطلاعات، مهندسي مكاترونيك
كارشناسي ارشد: مهندسي عمران(سازه)، مهندسي برق(الكترونيك ديجيتال)، مهندسي فناوري اطلاعات(شبكه هاي ارتباطي و كامپيوتر)، مهندسي صنايع، مهندسي مكاترونيك،مهندسي مواد(خوردگي)، مهندسي مكانيك(طراحي كاربردي)، مهندسي مكانيك(تبديل انرژي)، مهندسي نانو مواد، آموزش زبان انگليسي، MBA گرایش محصول و بازار، مدیریت با گرایش مدیریت پروژه
برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت دانشگاه صنعتی شریف- پردیس بین الملل جزیره کیش مراجعه کنید.
هو الحبيب
تعطيلات نوروزي و خيابانهاي خلوت و بدون ترافيك تهران در ايام عيد بهانه اي شد تا به اتفاق يكي از دوستان سري به سينما بزنيم و فيلم به رنگ ارغوان را ببينيم. روز دوشنبه نهم فروردين رفتيم و جاي همه دوستان خالي فيلم را ديديم.
فيلم انتظارات تماشاگر از حاتمي كيا روبطور كامل برآورده نميكند. در شروع فيلم، فرخ نژاد تصوير قابل قبولي از يك نيروي امنيتي آشنا به تجهيزات پيشرفته اطلاعاتي را به نمايش ميگذارد، تصويري كه در ادامه به عنوان دانشجوي جنگلداري بنظر من موفق عمل نميكند. مضافا اينكه بنظر من كوروش تهامي نيز بعنوان يك دانشجو چه از نظر سن و چه از نظر ارائه بازي كه فرد را به نقشش نزديك كند چندان موفق عمل نميكند. فيلم داستان يك روستاي كوچك را روايت ميكند. همه بخوبي با فرهنگ و محيط هاي كوچك آشناييم. اصولا در اين محيطها اختلاط دختر و پسر آنهم در قهوه خانه با موزيك زنده! باب نيست و از اين نظر اين صحنه ها قدري باسمه اي بنظر ميرسد. بحثم فقط واقعي بودن يا نبودن صحنه هاست نه اينكه از منظر اخلاقي بخواهم وارد روابط دانشجوها بشوم.چرا كه ميدانم در نظر برخي از دانشجوهاي ما پارتي هاي زير زميني آن هم از نوع دو نفره مطلوبتر ارزيابي ميشود.. نكته ديگر كه بنظرم رسيد نوع نگاه به نيروي انتظامي است كه باز به نظر من با اندكي كم لطفي مواجه شده است. مخصوصا در صحنه اي كه وارد جنگل ميشود يا در قهوه خانه.
همچنين يك سكانس كه دختري طناب دار را به گردن ميافكند، بنظرم آن تصوير كلوز آپ جالب نيست.
بهر حال صرفنظر از موارد گفته شده، فيلم از موضوع جالب و درخور توجهي برخوردار است.اگر هم مواردي مطرح ميگردد به دليل سطح بالاي انتظارات از فيلمساز خوب و دوست داشتني كشورمان حاتمي كياي عزيز است. هنوز خاطره آژانس و بوي پيراهن يوسفش را در ذهن داريم.
پي نوشت1: به دوستان ديدن فيلم آواتار را توصيه ميكنم.
پي نوشت 2: كساني كه فيلم را ديده اند ما را از نظراتشان آگاه كنند.
|
زندگی شما میتواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که میتوانید کارهای سادهای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که میتوانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در سال جدید لذت ببرید. سلامتی: 1- آب فراوان بنوشید. 2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.. 3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده. 4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی). 5- از ورزش کمک بگیرید. 6- بیشتر بازی کنید. 7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید. 8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید. 9- 7 ساعت بخوابید. 10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید.
شخصیت: 11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمیدانید که بین آنها چه میگذرد. 12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید. 13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید. 14- خیلی خود را جدی نگیرید. 15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید. 16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید. 17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید. 18- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین میبرد. 19- زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید. 20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید... 21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما. 22- بدانید که زندگی مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر میباشند. 23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید. 24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.
25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید. 26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید. 27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید. 28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید. 29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید. 30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری میکنند، به شما مربوط نیست. 31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمیآید، بلکه دوستان شما به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.
زندگی: 32- کارهای مثبت انجام دهید. 33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید. 34- عشق درمانگر هر چیزی است. 35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است. 36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید. 37- حتی بهترین هم میآید. 38- همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید از هستي تان شاكر باشيد. 39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید. آخرین اما نه کماهمیتترین: 40- لطفا این موارد را به دیگران نیز بگوييد. |
با بهترین آرزوها سال نو را شادباش میگویم. امیدوارم سال ۱۳۸۹ سالی سرشار از سلامتی، موفقيت و شادكامي باشد.
اينم به عنوان عيدي تقديم به همه كساني كه همه انسانها را دوست دارند و به انسان بودن خود افتخار ميكنند:
اين مطلب اولين بار در سال 2001 توسط زني به نام ريتا در وب سايت يک کليسا قرار گرفت، اين مطلب کوتاه به اندازه اي تاثير گذار و ساده بود که طي مدت 4 روز بيش از پانصد هزار نفر به سايت کليسا ي توسکالوساي ايالت آلاباما سر زدند. اين مطلب کوتاه به زبان هاي مختلف ترجمه شد و در سراسر دنيا انتشار پيدا کرد .
Interview with god
گفتگو با خدا
I dreamed I had an Interview with god
خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويي داشتم .
So you would like to Interview me? "God asked."
خدا گفت : پس ميخواهي با من گفتگو کني ؟
If you have the time "I said"
گفتم : اگر وقت داشته باشيد .
God smiled
خدا لبخند زد
My time is eternity
وقت من ابدي است .
What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتي در ذهن داري که ميخواهي بپرسي ؟
What surprises you most about humankind?
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند ؟
Go answered ….
خدا پاسخ داد ...
That they get bored with childhood.
اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند .
They rush to grow up and then long to be children again.
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکي را مي خورند .
That they lose their health to make money
اين که سلامتي شان را صرف به دست آوردن پول مي کنند.
And then lose their money to restore their health.
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتي ميکنند .
By thinking anxiously about the future. That
اين که با نگراني نسبت به آينده فکر ميکنند .
They forget the present.
زمان حال فراموش شان مي شود .
Such that they live in neither the present nor the future.
آنچنان که ديگر نه در آينده زندگي ميکنند و نه در حال .
That they live as if they will never die.
اين که چنان زندگي ميکنند که گويي هرگز نخواهند مرد .
And die as if they had never lived.
و آنچنان ميميرند که گويي هرگز زنده نبوده اند .
God's hand took mine and we were silent for a while.
خداوند دست هاي مرا در دست گرفت و مدتي هر دو ساکت مانديم .
And then I asked …
بعد پرسيدم ...
As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?
به عنوان خالق انسان ها ، ميخواهيد آنها چه درس هايي اززندگي را ياد بگيرند ؟
God replied with a smile.
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .
To learn they cannot make anyone love them.
ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .
What they can do is let themselves be loved.
اما مي توان محبوب ديگران شد .
learn that it is not good to compare themselves to others.
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند .
To learn that a rich person is not one who has the most.
ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد .
But is one who needs the least.
بلکه کسي است که نياز کم تري دارد
To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.
ياد بگيرن که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق در دل کساني که دوست شان داريم ايجاد کنيم .
And it takes many years to heal them.
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد .
To learn to forgive by practicing forgiveness.
با بخشيدن ، بخشش ياد بگيرن .
To learn that there are persons who love them dearly.
ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند .
But simply do not know how to express or show their feelings.
اما بلد نيستند احساس شان را ابراز کنند يا نشان دهند .
To learn that two people can look at the same thing and see it differently.
ياد بگيرن که ميشود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببينند .
To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.
ياد بگيرن که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند .
They must forgive themselves.
بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند .
And to learn that I am here.
و ياد بگيرن که من اينجا هستم .
Always
هميشه
اثري از ريتا استريکلند
سلام
اميدوارم همه تون كنكورو با موفقيت پشت سر گذاشته باشيد و نتيجه تلاش و كوششتونو بگيرين. من خودم هنوز سوالا رو نديدم و فقط از برخي افراد شنيدم كه مثلا سوالاي دانش مسايل روز سخت و بيربط بوده يا تيوريها خوب بوده و جيمت مشكل بوده. خوشحال ميشم نظرات شما ها رو هم بدونم. اونايي كه اجرايي ميخوان بخونن بعد از يه استراحت يه هفته اي خودشونو برا آزاد هم آماده كنند.
سلام
ثبت نام كنكور كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد از فردا پنجم بهمن شروع و تا پانزده بهمن ادامه داره. به نظر من داوطلبايي كه امسال سراسري امتحان ميدن و ميخوان ترم ديگه حتما سر كلاس ارشد بشينن بد نيست آزادم ثبت نام كنن تا اگه خداي نكرده سراسري قبول نشدن آزاد ادامه بدن.
و اما سخني با داوطلبان: تو اين فرصت محدود باقيمانده نمونه سوالات آزمونهاي سالاي قبلو بخونيد، تا ميتونيد تست بزنيد مخصوصا GMAT و رياضي.
كسايي هم كه اجرايي امتحان ميدن: لازم نيست مطلب جديد بخونين فقط مطالب قبليو مرور كنيد و از قسمتاي مهم نت برداري كنيد. سعي كنيد مطالبو خلاصه نويسي كنيد تا گرفتار فراموشي و قاطي كردن مطالب نشيد.
براي همه آرزوي موفقيت دارم. يك نكته رو هم از خاطر نبريد كه كساني به موفقيت ميرسن كه تا دقيقه آخر دست از تلاش بر ندارن. هميشه تيمي برنده اس كه تو دقيقه 90 هم مثه اول بازي سر حال بازي كنه. تو اين روزاي باقيمونده سعي كنيد تلاش خودتون مضاعف كنيد، مهموني و ديدن دوستن و فاميل و خلاصه هر كاري غير از درس خوندنو بذارين برا بعد از كنكور.
ممنون از دوستانی که از طریق ای میل و کامنت با من در تماس بودن. فیدبکها نشون میده که اکثرا دوس دارن مطالب در مورد MBA باشه. هر چند پستها در مورد MBA نبوده ولی من همیشه آماده پاسخ به سوالات و مشاوره هستم. اینم مطالب جالبی که گفتم شاید برا شماها هم جالب باشه
درس اول :
مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ سالهاش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس میکرد فریاد زد: پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.
کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را میشنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت میکنند.
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه میکردند.
باران شروع شد. قطراتی از باران روی دست پسر جوان چکید.
او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران میبارد، آب باران روی من چکید.
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمیکنید؟!
مرد مسن در پاسخ گفت: ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند ...
نتیجه اخلاقی : قبل از تحلیل هر اتفاقی هرگز زود قضاوت نکن!!
درس دوم :
دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.
عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا ســــمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
داروساز گفت اگر ســــم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا ســــم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.
دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد.
هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا ســــم را از بدنش خارج کند.
داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم ســــم نبود بلکه ســــم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادرشوهرت از بین رفته است.
نتیجه اخلاقی :دل چو به مهر تو مصفا شود، دیگر از آن کینه سراغی مباد!
درس سوم:
خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود... ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به چندین متر آنطرف تر در درون بیشه زار کنار زمین شد.
خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. با کمال تعجب دبد که آن قورباغه حرف می زند!
قورباغه ی سخن گو رو به خانم کرد و گفت: اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد.
قورباغه به او گفت: نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت: خب. مشکلی ندارد.
آرزوی اول خود را گفت: من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه جواب داد: اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت: مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعد از آن گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم..
قورباغه جواب داد: ولی در اینصورت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت: نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون هیچ چون و چرایی برآورده کرد.
خانم در طلب سومین آرزو گفت: می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!!!
نتیجه اخلاقی : خانم ها خیلی زیرک و مرموز هستند. پس سعی کنید هیچوقت باهاشون درگیر نشین!
درس چهارم :
مرد با عجله سوار اتومبیلش شد و راه افتاد. سرعتش تقریبا زیاد بود. باید سریع به فرودگاه می رسید.
در یکی از خیابان ها هنگام دور زدن، به خاطر سرعت زیادش نزدیک بود که با یک اتومبیل دیگر تصادف کند.
راننده ی آن اتومبیل فورا توقف کرد و با توقفش باعث شد که راه برای مرد بسته شود و ناگزیر، وی هم متوقف شد. راننده ی آن اتومبیل سرش را از پنجره آورد بیرون و مرد را با صدای بلند به باد ناسزا گرفت.
مرد از او پوزش خواست اما آن راننده همینطور به ناسزاگویی و عصبانیت ادامه می داد، سپس از اتومبیلش پیاده شد و به سمت اتومبیل مرد آمد و سرش را از پنجره داخل کرد و باز هم ناسزا گفت.
مرد بار دیگر عذر خواهی کرد، اما راننده گفت که قصد دارد درسی به مرد بدهد!
مرد سعی کرد که از درب سمت شاگرد پیاده شود و از او فاصله بگیرد. تصمیم داشت که با آن راننده کاری نداشته باشد مگر اینکه او وارد "دایره" وی بشود!
راننده با کمی فاصله از مرد ایستاد و او را برانداز کرد.
مرد گفت: "من به شما گفتم که متاسفم."
راننده گفت: "می خواهی زبانت را از دهانت بیرون بیاورم و در حلقومت فرو کنم؟!"
مرد به آرامی پرسید: "حال با این کار چه چیزی گیرت می آید؟! من تقریبا دو برابر سن تو را دارم و مجادله بین ما صحیح نیست."
راننده به آرامی شروع به نزدیک شدن کرد.
مرد به بدنش یک تغییر مکان جزیی داد، به طوری که پای راستش را به آرامی پیش گذاشت و وزن بدنش را متمرکز کرد و دستانش را به صورت متقاطع روی سینه اش قرار داد، چنان که نوک انگشتان دست راستش، تماس اندکی با چانه اش داشتند. مرد به راننده خیره شده بود و بر تمامی بدنش کنترل داشت. یک حالت کلاسیک "آماده باش" به خود گرفته بود که به سرعت قادر به حرکت و واکنش باشد. ذهنش آرام بود و از تمامی قابلیت هایش برای رویارویی با هر اتفاقی مطمئن بود.
راننده با حالتی که کمتر حاکی از حالت تهاجمی بود گفت: "من مجبور بودم برای اینکه به شما برخورد نکنم، محکم ترمز کنم!"
مرد حرفش را تصدیق کرده و گفت: "اشتباه از من بود."
راننده گفت: "بَعله که بود." همین را گفت و به سوی اتومبیلش حرکت کرد.
مرد از این بابت خوشحال بود. چرا که توانسته بود با نشان دادن رفتاری ملایم از خود، عصبانیت آن راننده را فرو بنشاند و این رفتار او باعث شده بود که راننده نخواهد با حمله به مرد چیزی را ثابت کند. در حقیقت، پیروزی ِ مرد در اعتراف به باخت ِ او بود! شاید جالب باشد دانستن اینکه آن مرد یک استاد ماهر کونگ فو بود!
نتیجه اخلاقی : دستیابی به صد پیروزی در طی صد مبارزه مهارت خارق العاده ای نیست اما مغلوب ساختن حریف بدون کوچکترین مبارزه ی فیزیکی بالاترین مهارت هاست!
درس پنجم :
یک خانم 45 ساله که بدلیل حمله ی قلبی در بیمارستان بستری بود، در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند ناگهان در حالت رویا خدا رو دید!
از خدا پرسید آیا وقت من تمام است؟
خدا گفت: نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.
در زمان مرخص شدن از بیمارستان خانم تصمیم گرفت باز هم در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد:
کشیدن پوست صورت، تخلیه ی چربیها (لیپو ساکشن)، عمل سینه ها و جمع و جور کردن شکم و ...
از اونجایی كه او زمان بیشتری برای زندگی داشت، از این رو تصمیم گرفت كه بتواند بیشترین استفاده را از این موقعیت (زندگی) ببرد. بعد از آخرین عملش او از بیمارستان مرخص شد و این در حالی بود که به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود تا اونا رو هم هر چه زودتر انجام بده !!!
لحظاتی پس از ترخیص از بیمارستان در هنگام گذشتن از خیابان در راه منزل متاسفانه بوسیله ی یک آمبولانس کشته شد!
وقتی تو اون دنیا او با خدا روبرو شد از خدا پرسید: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟
خدا جواب داد : من اصلا شمارو تشخیص ندادم!!!
نتیجه اخلاقی :از شانسی که در زندگیت یک بار رخ میده مراقبت کن و هرگز روی شانس های آینده سرمایه گذاری نکن و سعی کن خودتو اونقدر عوض نکنی که خدا هم تو رو نشناسه!
درس ششم :
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبابکشی کردند.
روز بعد از اولین روز سکونت در خانه ی جدید ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایهاش در حال آویزان کردن لباسهای شسته است و گفت: لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباسشویی بهتری بخرد.
همسرش نگاهی به او کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آویزان میکرد، زن جوان همان حرف را تکرار میکرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباسهای تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده."
مرد با تامل پاسخ داد: ولی من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیز کردم!
نتیجه اخلاقی :وقتی که رفتار دیگران را مشاهده میکنیم، آنچه میبینیم به درجه شفافیت پنجرهای که از آن مشغول نگاهکردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به جای قضاوت کردن ناآگاهانه، در پی دیدن جنبههای مثبت دیگران باشیم؟!
درس هفتم :
آرتور اشی قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون به خاطر خونِ آلوده ای که در جریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد، به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه هایی از طرفدارانش دریافت کرد. یکی از طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تو را برای چنین بیماری انتخاب كرده است؟!
او در جواب گفت: در دنیا، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند. 5 میلیون نفر یاد می گیرند که چگونه تنیس بازی کنند.500 هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند.50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند. 5 هزار نفر سرشناس می شوند. 50 نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند، چهار نفر به نیمه نهایی می رسند و دو نفر به فینال ... و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم "خدایا چرا من؟" و امروز هم که از این بیماری رنج می کشم، نیز نمی گویم "خدایا چرا من؟"
نتیجه اخلاقی :در نبرد بین روزهای سخت و انسان های سخت، این انسانهای سخت هستند که باقی میمانند، نه روزهای سخت!
درس هشتم :
تنها بازمانده یك كشتی شكسته توسط جریان آب به یك جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا میكرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم میدوخت، تا شاید نشانی از كمك بیابد اما هیچ چیز به چشم نمیآمد.
سرانجام ناامید شد و تصمیم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسایل اندكش بهتر محافظت نماید.
روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود.
اندوهگین فریاد زد: "خدایا چگونه توانستی با من چنین كنی؟"
صبح روز بعد او با صدای یك كشتی كه به جزیره نزدیك میشد از خواب برخاست، آن میآمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسید: "چطور متوجه شدید كه من اینجا هستم؟"
آنها در جواب گفتند: "ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!"
نتیجه اخلاقی :آسان میتوان دلسرد شد هنگامی كه بنظر میرسد كارها وفق مراد ما پیش نمیروند، اما نباید امیدمان را از دست دهیم زیرا خدا در كار و زندگی ما حضور دارد و از تمام اعمال و افکار ما آگاه است، حتی در میان درد و رنج، سختی ها و ناملایمات روزگار. شاید مصیبت هایی که به ما می رسد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند. به یاد داشته باشیم که برای تمام استدلال های منفی كه ما انجام می دهیم، خداوند پاسخ مثبتی دارد!
درس نهم :
روزی روبرت دوونسنزو، گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چك قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختگن می شود تا آماده رفتن شود.
پس از ساعتی، او داخل پاركینگ تك وتنها به طرف ماشینش می رفت كه زنی به وی نزدیك می شود. زن پیروزیش را تبریك می گوید و سپس عاجزانه می افزاید كه پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دكتر و هزینه بالای بیمارستان نیست.
دوونسنزو تحت تاثیر حرفهای زن قرار گرفت و چك مسابقه را امضا نمود و در حالی كه آن را توی دست زن می فشارد گفت : برای فرزندتان سلامتی و روزهای خوشی را آرزو می كنم.
یك هفته پس از این واقعه دوونسنزو در یك باشگاه روستایی مشغول صرف ناهار بود كه یكی از مدیران عالیرتبه انجمن گلف بازان به میز او نزدیك می شود و می گوید : هفته گذشته چند نفر از بچه های مسئول پاركینگ به من اطلاع دادند كه شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زنی صحبت كرده اید. می خواستم به اطلاعتان برسانم كه آن زن یك كلاهبردار است. او نه تنها بچه مریض و مشرف به مرگ ندارد، بلكه ازدواج هم نكرده. او شما را فریب داده، دوست عزیز ...
دوونسنزو می پرسد : منظورتان این است كه مریضی یا مرگ هیچ بچه ای در میان نبوده است؟
بله كاملا همینطور است.
دوونسنزو می گوید : در این هفته، این بهترین خبری است كه شنیدم ...
نتیجه اخلاقی : خوش بینی به همنوعان، خود بوجود آورنده ی عواطف والای انسانیست!
درس دهم :
یكی بود یكی نبود مردی بود كه زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود.
هنگامی که آن مرد از دنیا رفت همه می گفتند به بهشت رفته است. آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی كیفیت فرا گیر نرسیده بود. بنابر این استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد. دختری كه باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد.
در دوزخ هیچ كس از شخصی دعوت نامه یا كارت شناسایی نمی خواهد هر كس به آنجا برسد می تواند وارد شود. مرد وارد دوزخ شد و آنجا ماند.
چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه ی پطرس قدیس را گرفت:
این كار شما تروریسم خالص است!
پطرس كه نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده؟ ابلیس كه از خشم قرمز شده بود گفت: آن مرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده و كار و زندگی ما را به هم زده.
از وقتی كه رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد، در چشم هایشان نگاه می كند، به درد و دلشان می رسد. حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می كنند، با یکدیگر صمیمی شده اند، همدیگر را در آغوش می كشند و می بوسند. دوزخ که جای این كارها نیست! لطفا این مرد را پس بگیرید!
نتیجه اخلاقی : با چنان عشقی زندگی كن كه حتی اگر بر حسب تصادف به دوزخ افتادی، خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند!
If you woke up this morning with more health than illness……….you are more blessed than the million who will not survive this week.
If you have never experienced the danger of battle, the loneliness of imprisonment, the agony of torture, or the pangs of starvation…….you are ahead of 500 million people in the world.
If you have food in the refrigerator, clothes on your back, a roof overhead and a place to sleep…you are richer than 75% of this world.
If you have money in the bank, in your wallet, and spare change in a dish someplace……. you are among the top 8% of the world’s wealthy.
If your parents are still alive and still married……..you are very rare, even in the United States.
If you hold up your head with a smile on your face and are truly thankful…..you are blessed because the majority can, but most do not.
If you prayed yesterday and today……..you are in the minority because you believe God does hear and answer prayers.
If you can read now, you are more blessed than over two billion people in the world that cannot read at all.
If you are still regretting over anything today, make yourself understand that you are blessed more than many people around you.
Try cheering them up in some few, you will be satisfied more with your life. Bless you.
Source:http://pravstalk.com/are-you-blessed
امروز سالروز شهادت ميرزا تقي خان اميركبيراز بزرگترين پيشگامان رشد و توسعه ايرانه، به همين مناسبت بد نديدم دو تا مطلب از اين بزرگمرد بنويسم.
روزي كه اميركبير گريست
سال 1264 قمرى، نخستين برنامهى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبلهکوبى مىکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمىخواهند واکسن بزنند. بهويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويسها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان مىشود
هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باختهاند، امير بىدرنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مىکوبند. اما نفوذ سخن دعانويسها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مىشدند يا از شهر بيرون مىرفتند.
روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همهى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سىصد و سى نفر آبله کوبيدهاند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچههايتان آبلهکوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مىشود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست دادهاى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي.. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمىگردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز
چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد...
در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مردهاند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مىکردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاىهاى مىگريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچهى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست
امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشکهايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم.
ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيدهاند
امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويسها بساطشان را جمع مىکنند. تمام ايرانىها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مىگريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند .
اين هم مورد دیگری از درایت و شجاعت امیرکبیر، نامه اي از وي به ناصرالدين شاه
قربانت شوم
الساعه كه در ايوان منزل با همشيره همايوني به شكستن لبه نان مشغوليم خبر رسيد كه شاهزاده موثق الدوله حاكم قم را كه بجرم رشاء و ارتشاء معزول كرده بودم به توصيه عمه خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده ايد.فرستادم او را تحت الحفظ بتهران بياورند تا اعليحضرت بدانند كه اداره امور مملكت با توصيه عمه و خاله نميشود.
زياده جسارت است. تقي
روحش شاد و یادش گرامی
زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گلهای سرخ دنیا متنفر باشیم فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گلسرخی را بچینیم خاری در دستمان فرو رفته است؟
زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه دستهایی را که برای دوستی به سمت ما دراز میشوند، پس بزنیم فقط به این دلیل که یک روز، یک دوست غافل به ما خیانت کرد و از اعتماد ما سوءاستفاده کرد.زندگی را نخواهیم فهمید اگر از ترس زمین خوردن هرگز قدم در جاده نگذاریم
فرزند اين پند را بخوان و از آن عبرت بگير و بر زور بازوي خود غره نشو و هر دم فكر كن حيلتي از زني در راه است ، پس هرگز سر آسوده بر بالش نگذار كه شايد سنگي بر سرت فرود آيد و ترا از هستي ساقط سازد
آورده اند مردی بود که پیوسته تحقیق ِ مکرهای زنان می کرد و از غایت غیرت ،هیچ زنی رامحل اعتماد خود نساخت و کتاب " حیل النساء " (مکرهای زنان) را پیوسته مطالعه می کرد. روزی در هنگام سفربه قبیله ای رسید وبه خانه ای مهمان شد.
مرد ِخانه حضور نداشت ولکن زنی داشت در غایت ظرافت ونهایت لطافت . زن چون مهمان را پذیرا شد با او ملاطفت آغاز نمود. مرد مهمان چون پاپوش خود بگشود وعصا بنهاد،
به مطالعه کتاب مشغول شد. زن میزبان گفت: خواجه ! این چه کتاب است که مطالعه میکنی؟ گفت:حکایات مکرهای زنان است. زن بخندید وگفت : آب دریا به غربیل نتوان پیمود وحساب ریگ بیابان به تخته خاک ، برون نتوان آورد و مکرهای زنان در حد حصر نیاید . پس تیر ِغمزه در کمان ِابرو نهاد و بر هدف ِ دل او راست کرد واز در مغازلت و معاشقت در آمد چنان که دلبسته ی ِ او شد. در اثنای آن حال، شوهر او در رسید..
زن گفت : شویم آمد وهمین آن که هر دو کشته خواهیم شد . مهمان گفت:تدبیر چیست؟ گفت :برخیز و در آن صندوق رو . مرد در صندوق رفت. زن سرِ صندوق قفل کرد . چون شوهر در آمد پیش دوید و ملاطفت ومجاملت آغاز نهاد و به سخنان دلفریب شوهر را ساکن کرد. چون زمانی گذشت گفت: تو را از واقعه امروز ِ خود خبر هست؟ گفت نه بگوی. گفت: مرا امروز مهمانی آمد جوانمردی لطیف ظرایف و خوش سخن و کتابی داشت در مکر زنان و آن را مطالعه میکرد من چون آن را بدیدم خواستم که او را بازی دهم به غمزه بدو اشارت کردم ، مرد غافل بود که چینه دید و دام ندید. به حسن واشارت من مغرور شد و در دام افتاد .و بساط عشق بازی بسط کرد وکار معاشقت به معانقه (دست در گردن هم)رسید. ساعتی در هم آمیختیم! هنوز به مقام آن حکایت نرسیده بودیم که تو برسیدی وعیش ما منغض کردی! زن این میگفت و شوهر او می جوشید ومی خروشید وآن بی چاره در صندوق از خوف می گداخت و روح را وداع می کرد. پس شوهر از غایت غضب گفت: اکنون آن مرد کجاست؟ گفت:اینک او را در صندوق کردم و در قفل کردم.. کلید بستان و قفل بگشای تا ببینی. مرد کلید را بستاند و همانا مرد با زن گرو بسته بودند(جناق شکسته بودند) و مدت مدیدی بود هیچ یک نمی باخت. مرد چون در خشم بود بیاد نیاورد که بگوید *یادم * و زن در دم فریاد کشید *یادم تو را فراموش . * مرد چون این سخن بشنید کلید بینداخت وگفت :
" لعنت بر تو باد که این ساعت مرا به آتش نشانده بودی و قوی طلسمی ساخته بودی تا جناق ببردی."
پس با شوهر به بازی در آمد و او را خوش دل کرد .چندان که شوهرش برون رفت ، درِ صندوق بگشاد و گفت: ای خواجه چون دیدی، هرگز تحقیق احوال زنان نکنی؟
گفت:توبه کردم و این کتاب را بشویم که مکر و حیلت ِ شما زیادت از آن باشد که در حد تحریر در آید.
با نزديك شدن به پايان ترم مشغله و گرفتاري منم بيشتر ميشه. هم بايد به فكر طرح سوالاي پايان ترم باشم هم تكاليف درسي شونو بگيرم ونمره بدم. از هفته پيش هم براشون كلاس فوق العاده گذاشتم چون يه مقداري از اون چيزايي كه بايد ميگفتم هنوز مونده. جالب اينجاست با اينكه من عادت به حضوروغياب كردن ندارم و بهشونم گفتم كه به حضور و غياب نمره نميدم ولي اكثرا كلاساي جبرانيم ميان. شايد مطالب غير درسي كه لابلاي درس ميگم براشون جذابيت بيشتري داره.
دوست داشتم مطلبي راجع به غرامت جنگ ايران و عراق بنويسم كه متاسفانه بدليل مشغله كاري نتونستم.
The Most Important Part
|
My mother used to ask me what is the most important part of the body. Through the years I would take a guess at what I thought was the correct answer.
When I was younger, I thought sound was very important to us as humans, so I said, "My ears, Mommy." She said, 'No. Many people are deaf. But you keep thinking about it and I will ask you again soon.'
Several years passed before she asked me again. Since making my first attempt, I had contemplated the correct answer. So this time I told her, 'Mommy, sight is very important to everybody, so it must be our eyes.'
She looked at me and told me, 'You are learning fast, but the answer is not correct because there are many people who are blind.'
Stumped again, I continued my quest for knowledge and over the years, Mother asked me a couple more times and always her answer was 'No, but you are getting smarter every year, my child.'
Then last year, my Grandpa died. Everybody was hurt. Everybody was crying. Even my father cried. My Mom looked at me when it was our turn to say our final good-bye to Grandpa. She asked me, 'Do you know the most important body part yet, my dear?'
I was shocked when she asked me this now. I always thought this was a game between her and me. She saw the confusion on my face and told me. 'This question is very important. It shows that you have really lived your life.
For every body part you gave me in the past, I have told you was wrong and I have given you an example why. But today is the day you need to learn this important lesson.
She looked down at me as only a mother can. I saw her eyes well up with tears. She said, 'My dear, the most important body part is your shoulder'
I asked, 'Is it because it holds up your head?' She replied, 'No, it is because it can hold the head of a friend or loved one when they cry.
Everybody, need a shoulder to cry on sometime in life, my dear. I only hope that you have enough love and friends that you will have a shoulder to cry on when you need it.'
Then and there I knew the most important body part is not a selfish one. It is sympathetic to the pain of others. |
بيشتر افراد اين شعر رابه مادر ترزا نسبت مي دهند، زيرا يك نسخه آن در اتاقش نصب شده بود ولي در حقيقت كنت كيت در 19 سالگي زماني كه دانشجوي هاروارد بود آن را سروده است. اين شعر براي اولين بار توسط انجمن دانشجويي هاروارد منتشر گرديد. اين شعر از معدود شعرهايي است كه داراي يك سايت اينترنتي مخصوص است.
سلوك خردمندانه
مردم اغلب غير منطقي، خود محور و متعصب هستند، در هر حال آنان را ببخش
اگرمهربان باشي، مردم تورا متهم ميكنند كه پشت اين مهرباني ها هدف هاي خودخواهانه پنهان شده است، در هر حال مهربان باش
اگرموفق شوي، دوستان دروغين و دشمنان واقعي بدست خواهي آورد، در هر حال موفق شو
اگر صادق و صريح باشي، ممكن است تو را فريب دهند، در هرحال صادق و صريح باش
چيزي را كه براي ساختنش سالها تلاش كرده اي، مي توانند در يك شب نابود كنند، در هر حال تو بساز
اگر آرامش و خوشبختي را بيابي، مورد حسد واقع مي شوي، در هر حال به دنبال خوشبختي باش
كار خوب امروز تو را، اغلب افراد فردا فراموش مي كنند، در هر حال تو كار خوبت را انجام بده
بهترين هايت را به دنيا بده و اين ممكن است هرگز كافي نباشد، در هر حال تو بهترين هايت را به دنيا بده
ميدوني.................، در آخر، هر چي بوده بين تو و خداست، در هر حال هيچ كدوم بين تو و آنها نبوده
سلام
تعداد زیادی از دوستان ای میل زدن و در مورد پردیس کیش دانشگاه شریف سوالاتی پرسیدن. من پاسخ سوالاتشونو اینجا میدم تا برای تعداد بیشتری قابل استفاده باشه.
تدریس در پردیس کیش به زبان انگلیسیه و این یکی از مزایای MBA خوندن در این پردیسه. چون ماهیت این رشته و جدید بودن اون ایجاب میکنه که دانشجویان با مطالب روز و زبان اصلی پیش برن، ولی آمادگی نسبتا بالایی در زبان نیاز داره. از دیگر مزایا حضور اساتید برجسته بین المللی و داخلیه. نیمی از دروس توسط اساتید داخلی که اکثرا اعضای هیات علمی شریف یا سایر دانشگاههای مطرح داخل هستند انجام میشه و نیمی از دروس توسط اساتید بین المللی که اکثرا از کشور کانادا میباشند انجام میشه.
تعداد واحدهای لازم برای فارغ التحصیلی 57 واحده که دقیقا منطبق بر تعداد واحدهای شریف تهرانه و مدرک فارغ التحصیلی توسط دانشگاه صنعتی شریف صادر میشه. از دیگر مزایا جو دوستانه و مبتنی بر کار گروهیه که شاید در دانشگاههای داخل کمتر وجود داشته باشه. از طرف دیگر محیط آرام و فارغ از هیاهو و ترافیک و الودگی هوای جزیره به یادگیری بهتر کمک میکنه.
اما مشکلاتی که وجود داره یکی مسافت زیاد جزیره با سرزمین اصلیه (Mainland) که نیازمند تردد هوایی اونم با این وضعیت هواپیماهاست. همچنین هزینه های زندگی در جزیره نسبتا بالاست و این مشکلات در مواقع تعطیلی های چند روزه بیشتره. اینا رو گفتم که با شرایط خودتون مقایسه کنید، اگه بتونین از سد کنکور بگذرین که خوبه. اگه میبینین به دلیل رقابت بسیار سنگین و تعداد زیاد متقاضی و بعضا اشتغال و درگیریهای زندگی امکان قبولیتون پایینه وبه دنبال راههای دیگه ای برا ادامه تحصیل هستین، در صورتی که شرایط اقتصادی و سطح زبانتون به شما اجازه میده، از این فرصت استفاده کنین. خودتونم برای دو سال تلاش آماده کنین، چرا که MBA در هر صورت رشته پرکاریه و برای موفقیت تو اون تلاش زیادی لازمه.
سلام
اين روزا سخت درگير كار و تموم كردن پايان نامم هستم. دو تا مسافرت اجباري هم ميبايست ميرفتم كه بر خلاف ميلم رفتم و اومدم. يه كم هم از دست كم لطفي يه نفر كه جواب صداقتمو با دروغ داده بود ناراحت بودم كه البته اين كارش باعث شد بهتر بشناسمش و در روابطم با اون تجديد نظر كنم و نهايتا يه رابطه دوستي نه ماهه تموم شد. بقيشم كه وقتم صرف كنار اومدن با شرايط جديد بدون اون بود كه اينم باهاش كنار اومدم و الان شكر خدا خوب خوبم.
دانشگاه شريف در كيش دانشجوي MBA در سه گرايش عمومي، بازاريابي و فناوري اطلاعات ميگيره كه اين آخري با همكاري دانشگاه مالتي مدياي مالزي است.هر چند بنظر من گرايش بازاريابي با 34 واحد نميتونه MBA باشه چون MBA شريف تهران و كيش 57 واحده ولي بد نيست سري به سايت دانشگاه بزنيد. چيزي كه امروز تو سايت دانشگاه ديدم وترغيب شدم اين پستو بنويسم اين بود كه تاريخ ارسال مدارك تا 15 دي ماهه و فرصت كافي برا تكميل و ارسال مدارك هست، با توجه به اينكه شروع كلاسها هم از ترم دوم امساله، فرصت خوبيه برا داوطلبايي كه شرايطشو دارن. لينكشو ميذارم اينجا، اطلاعات كاملي در خصوص دوره و هزينه ء اون و ساير اطلاعات در سايت دانشگاه هست. اگه بازم سوالي داشتين بپرسين من جواب ميدم.
http://kish.ac.ir/SharifKishWebSite/SharifKish_WebUI/Default7.aspx
/http://kish.sharif.edu/~web
Continuous Improvement
كايزن تركيبي دو كلمه اي از يك مفهوم ژاپني است كه تعريف آن تغيير به سمت بهتر شدن يا بهبود مستمر و تدريجي است. در واقع كايزن بر اين فلسفه استوار است كه براي ايجاد بهبود در سازمان ها لازم نيست به دنبال تغييرات انفجاري يا ناگهاني باشيم ، بلكه هر نوع بهبود يا اصلاح به شرط آنكه پيوسته و مداوم باشد، ارتقاي بهره وري را در سازمان ها به ارمغان خواهد آورد.
KAI + ZEN = KAIZEN
بهبود مستمر و تدريجي با بهره گيري از مشاركت كاركنان
در نگاه كايزني براي تحقق بهبود تدريجي و مستمر در سازمان ها بايد سه اقدام اساسي زير صورت بگيرد :
1- كليه فعاليت هايي كه هزينه زا هستند ولي ارزشي توليد نمي كنند (Muda ) بايد حذف شوند .
2- فعاليت هايي كه به شكلي در جاي ديگري به صورت موازي انجام مي شوند ( Muri ) با يكديگر تلفيق شوند.
3- آن دسته از فعاليت هايي كه براي تكميل و بهبود سطح كيفي خدمات لازمند (Mura ) به فعاليت هاي سازمان افزوده شوند. اين حركت يا نهضت MU3 اساس اقدامات كارگاه آموزشي گمبا كايزن ( كايزن عملي ) را تشكيل مي دهد.
اصول بيست گانه مديريت در كايزن
1- نگوييد چرا اين كار انجام نمي شود. فكر كنيد چگونه مي توانيد آن را انجام دهيد.
2- در مورد مشكل به وجود آمده نگراني به خود راه ندهيد. همين الان براي رفع آن اقدام نماييد.
3- از وضعيت موجود راضي نباشيد. باور داشته باشيد كه هميشه راه بهتري هم وجود دارد.
4- اگر مرتكب اشتباه شديد ، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآييد.
5- براي تحقق هدف به دنبال كمال مطلوب نگرديد.اگر60%از تحقق هدف اطمينان داريد دست بكار شويد.
6- براي پي بردن به ريشه مشكلات 5 بار بپرسيد چرا؟
7- گمبا محل واقعي رويداد خطاست . سعي نكنيد از دفتر كار خود مشكلات محيط را حل كنيد.
8- هميشه براي حل مشكل از داده و اطلاعات كمي و به روز استفاده كنيد.
9- براي حل مشكل بلافاصله به دنبال هزينه كردن نباشيد. بلكه از خرد خود استفاده كنيد. اگر عقلتان به جايي نمي رسد، آن را در همكارانتان بجوييد و از خرد جمعي استفاده كنيد.
10- هيچ وقت جزئيات و نكات ريز مسئله را فراموش نكنيد. ريشه بسياري از مشكلات در نكات ريز است.
11- حمايت مديريت ارشد منحصر به قول و كلام نيست. مديريت بايد حضور ملموس داشته باشد.
12- براي حل مسائل هر جا كه امكان آن وجود دارد از واگذاري اختيار به زيردستان ابا نكنيد.
13- هيچ وقت به دنبال مقصر نگرديد. هيچ گاه عجولانه قضاوت نكنيد.
14- مديريت ديداري و انتقال اطلاعات بهترين ابزار براي حل مسئله به صورت گروهي است.
15- ارتباط يك طرفه دستوري از بالا به پايين مشكلات سازمان را پيچيده تر ميكند. مديريت ارشد بايد با لايه هاي پايين تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد.
16- انسانها توانايي هاي فراواني دارند. از الگوهاي چند مهارتي و غني سازي شغلي براي شكوفا شدن آنها استفاده كنيد.
17- تنها فعاليت هايي را انجام دهيد كه براي سازمان شما ارزش افزوده ايجاد مي كنند.
18- فراموش نكنيد كه 5 ت(5S )، پايه و بنيان ايجاد محصولي با كيفيت است.
19- بر اساس الگوهاي كار گروهي ، مسائل محيط كارتان را حل كنيد.
20- حذف مودا ( اتلاف) فرآيندي پايان ناپذير است. هيچ وقت از اين كار خسته نشويد.
------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت۱:
با تشكر فراوان از دوستان عزيز رضا، مجيد،مهسا، برديا، محمد، پويا، نازنين، پريسا، مهدي و الميرا كه با لطف خودشان مرا مورد محبت قرار دادند، اميدوارم كه لايق اين اظهار محبتشان باشم.
تعدادي از دوستان در قسمت پيامهاي خصوصي سوالاتي را مطرح كرده اند كه عمدتا در مورد منابع آزمون و درصدهاي لازم براي قبولي در كنكور MBA ميباشد. همچنين در خصوص بازار كار و زمينه فعاليت پس از فارغ التحصيلي پرسيده اند. من سوالات را در همين جا جواب ميدهم تا براي تعداد بيشتري قابل استفاده باشد.
سوالات رياضي عمومي عمدتا رياضي 1و 2 دانشگاههاست كه من براي رياضي كتابهاي استاد مسعود آقاسي را معرفي ميكنم. كتاب ايشان رياضي عمومي 1 و 2 و ناشر هم انتشارات دانش است. جهت اطلاعات بيشتر در خصوص رياضي ميتوانيد به سايت ايشان به اين آدرس مراجعه كنيد:
در مورد زبان هر چه بتوانيد سطح زبان خودرابالاتر ببريد بهتر است. چون بعد از قبولي هم نياز به آمادگي بالا در زبان ميباشد. كتابهاي زبان عمومي و زبان تخصصي آرمان اشراقي از انتشارات نگاه دانش منابع خوبيست.
GMAT استعداد و آمادگی تحصیلی ویژه رشته مدیریت، عنوان كتاب آقاي احمد صداقت در خصوص GMAT است كه به نظر من بهترين منبع ميباشد. تا جايي كه من اطلاع دارم متاسفانه خود آقاي صداقت فعلا ايران نيستند،تا بتوانيد در كلاسهايشان شركت كنيد.
اين هم رتبه ودرصد مواد آزمون سال 88 و محل قبولي داوطلبان كه از سايت مدير گرفته شده است:
نمونه کارنامه کنکور کارشناسی ارشد سال 88 مديريت MBA
|
زبان (1) |
جی مت (2) |
ریاضی (2) |
رتبه |
معدل |
|
85 |
73 |
65 |
21 |
17.2 |
|
33.33 |
70 |
77.8 |
28 |
16.05 |
|
45 |
65 |
65 |
44 |
17.54 |
|
47.33 |
65.81 |
58.89 |
60 |
- |
|
34 |
58 |
74 |
68 |
15.48 |
|
32 |
69.23 |
63.33 |
75 |
15.27 |
|
46 |
77 |
44 |
95 |
- |
|
25 |
71 |
61 |
99 |
14.54 |
|
26 |
43 |
77 |
104 |
17.55 |
|
51 |
73 |
47 |
110 |
14.56 |
|
49.67 |
72.65 |
46.67 |
112 |
13.73 |
|
36.67 |
49.57 |
67.78 |
119 |
15.97 |
|
44 |
40.17 |
74.44 |
134 |
14.92 |
|
24.33 |
61.54 |
66.67 |
145 |
12.64 |
|
33 |
52.14 |
67.78 |
160 |
13.13 |
|
17 |
43.33 |
83.16 |
179 |
15.2 |
|
29.43 |
42.7 |
67 |
193 |
16.16 |
|
41.33 |
50.43 |
57.78 |
203 |
13.8 |
|
26.6 |
59.8 |
46.6 |
224 |
16.71 |
|
12.67 |
57.26 |
63.33 |
239 |
13.07 |
|
15.67 |
27.35 |
80 |
304 |
14.7 |
|
51 |
50.33 |
41.3 |
333 |
12.42 |
|
43 |
41 |
36 |
337 |
19.2 |
|
20 |
50 |
50 |
349 |
14.93 |
|
14.67 |
59.83 |
51.11 |
361 |
12 |
|
40 |
51 |
42 |
368 |
13.56 |
|
4.67 |
69.23 |
40 |
373 |
14.04 |
|
36 |
32.48 |
60 |
385 |
14.1 |
|
35 |
31 |
60 |
408 |
14.24 |
|
46 |
62.39 |
21.11 |
422 |
14.7 |
|
19.33 |
48.72 |
52.22 |
426 |
13.14 |
|
52.67 |
47.01 |
26.67 |
463 |
16.09 |
|
15.33 |
52.99 |
45.56 |
483 |
12.84 |
|
38 |
60.68 |
23.33 |
518 |
13.31 |
|
32.33 |
44.44 |
40 |
546 |
13.64 |
|
25.33 |
50.43 |
31.11 |
559 |
15.54 |
|
18 |
56.41 |
32.22 |
573 |
13.64 |
|
14 |
58.97 |
21.11 |
665 |
16.34 |
|
35 |
44.44 |
28.89 |
691 |
14.52 |
|
37 |
63.25 |
6.67 |
767 |
14.38 |
مقایسه رتبه و محل قبولی داوطلبان مدیریت MBA در کنکور کارشناسی ارشد سال 1388
|
رتبه |
نام دانشگاه |
نوع |
گرایش |
|
7 |
صنعتی شریف |
روزانه |
- |
|
34 |
صنعتی شریف |
روزانه |
- |
|
60 |
تهران |
روزانه |
مدیریت بازاریابی |
|
73 |
تهران |
روزانه |
مدیریت بازاریابی |
|
75 |
تهران |
روزانه |
مدیریت بازاریابی |
|
77 |
صنعتی شریف |
شبانه |
- |
|
91 |
تهران |
روزانه |
مدیریت عملیات |
|
92 |
صنعتی شریف |
شبانه |
- |
|
99 |
تهران |
روزانه |
مدیریت توسعه سازمان و منابع انسانی |
|
112 |
صنعتی شریف |
شبانه آموزش محور |
- |
|
131 |
صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی |
روزانه |
- |
|
140 |
تهران |
شبانه |
مدیریت عملیات |
|
160 |
تهران |
شبانه |
مدیریت عملیات |
|
169 |
دانشکده علوم اقتصادی |
روزانه |
- |
|
199 |
دانشکده علوم اقتصادی |
روزانه |
- |
|
215 |
صنعتی مالک اشتر |
روزانه |
استراتژی و مدیریت تکنولوژی |
|
225 |
دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین |
روزانه |
- |
|
240 |
دانشگاه تبریز |
روزانه |
استراتژی |
|
250 |
سمنان |
روزانه |
مدیریت عملیات |
|
266 |
دانشگاه صنعتی شاهرود |
روزانه |
- |
|
272 |
سمنان |
روزانه |
مدیریت بازاریابی |
|
273 |
صنعتی مالک اشتر |
شبانه |
استراتژی و مدیریت تکنولوژی |
|
290 |
دانشگاه علم و فرهنگ تهران |
غیرانتفاعی |
استراتژی |
|
343 |
دانشگاه علم و فرهنگ تهران |
غیرانتفاعی |
استراتژی |
|
368 |
سمنان |
شبانه |
بازاریابی |
|
380 |
سمنان |
شبانه |
مدیریت توسعه و منابع انسانی |
|
407 |
دانشگاه پیام نور مرکز تهران – واحد دماوند |
پیام نور |
- |
|
426 |
دانشگاه علوم و فنون مازندران-بابل |
غیرانتفاعی |
- |
|
487 |
دانشگاه پیام نور مرکز تهران – واحد دماوند |
پیام نور |
- |
|
518 |
موسسه غیرانتفاعی قشم |
غیرانتفاعی |
- |
|
514 |
واحد بین الملل دانشگاه گیلان- رشت – محل تحصیل انزلی |
بین الملل |
- |
|
632 |
دانشگاه اصفهان |
مجازی |
- |
|
665 |
موسسه غیرانتفاعی قشم |
غیرانتفاعی |
- |
|
691 |
واحد بین الملل دانشگاه گیلان- رشت – محل تحصیل انزلی |
بین الملل |
- |
|
700 |
واحد بین الملل دانشگاه صنعتی شریف- کیش |
بین الملل |
بازار و محصول |
|
742 |
غیرانتفاعی قشم |
غیرانتفاعی |
- |
|
796 |
واحد بین الملل دانشگاه صنعتی شریف- کیش |
بین الملل |
بازار و محصول |
|
1095 |
غیرانتفاعی مجازی مهرالبرز تهران |
غیرانتفاعی مجازی |
- |
|
1125 |
غیرانتفاعی مجازی مهرالبرز تهران |
غیرانتفاعی مجازی |
- |
|
1310 |
غیرانتفاعی مجازی مهرالبرز تهران |
غیرانتفاعی مجازی |
- |
اشتغال فارغ التحصيلان اين رشته
فارغ التحصیلان این دوره با فراگیری دانش و فنون مدیریت قادر خواهند بود در زمینه های ذیل فعالیت نمایند:
اداره امور واحدهای ستادی سازمانهای تولیدی و اجتماعی در جهت كمك به مدیران این سازمانها برای اداره مؤثرتر سازمانهای خود
اداره و راهبری مؤثر و كارآمد یك سازمان یا یك بخش تخصصی از آن نظیر بخش های تولید، تحقیق و توسعه، مالی، فروش، پرسنلی و اطلاعات
ایجاد تحول در یك بخش تخصصی سازمان با تجدید تشكیلات، رویه ها و شیوه های اداری آن بخش
كارآفرینی در یك سازمان برای شروع فعالیت های جدید یا ایجاد و اداره سازمانهای جدید
طراحی تحول در كل یك سازمان و رهبری و هدایت تحولات كلی بعد از كسب تجربیات مدیریتی
كسانی كه دارای مدرك MBA می باشند وارد عرصه مدیریت می شوند و در سطوح مختلف مثل مدیر تولید یا بازاریاب یا مدیر مالی مشغول به كار می شوند یا نهایتا مدیرعامل شركت می شوند. گروه دوم وارد كار مشاوره می شوند. برخی در شركت های مشاوره مدیریت (در ایران مثل سازمان مدیریت صنعتی) كار می كنند و گروهی به عنوان كارشناس مثلا تحلیلگر مالی یا تحلیلگر بازار یا متخصص نیروی انسانی بدون اینكه وارد كار اجرایی شوند، در سازمانها كار می كنند. گروه سوم كه درصد كمی هستند ممكن است ادامه تحصیل بدهند و دكترا دریافت كنند و استاد شوند. رویكرد كنونی دنیا، رویكرد كار آفرینی است به این معنا كه ما باید فارغ التحصیلان MBA را تشویق كنیم تا خودشان كسب و كار راه بیاندازند.
بازار کار MBA در خارج از کشور از جایگاه مطلوبی برخوردار است و کشور های آمریکا و کانادا در جذب متخصصین این رشته درنگ نمی کنند. از خاطر نبرید که بسیاری از دانشجویان این رشته از همان ابتدای تحصیل دعوت به کار می شوند
در داخل نيز بازار كار نيازمند متخصصين اين رشته حداقل تا چند سال آينده خواهد بود. نكتهاي كه لازم ميدانم يادآوري كنم اين است كه فاكتور مهم در توانايي پيدا كردن شغل مناسب، افزايش سطح توانمنديهاي شخصي ميباشد. به بيان ديگر صرفا داشتن يك مدرك نميتواند تضمين كننده موفقيت باشد. بسيار ديده ايم كه دو نفر كه داراي مدرك مشابه حتي معدل نزديك به هم دارند ولي يك نفر بسيار موفق و ديگري در سطح عادي ميباشد.خلاصه اين كه: بخش عمدهء موفقيت در اين رشته به تلاش خود فرد بستگي دارد.
پي نوشت: همين امروز عزم خود را جزم كنيد براي پيشرفت خودتان، براي ترقي، براي ساختن آينده اي مطمئن، خودتان را براي رويارويي با چالشهاي بزرگ زندگي آماده كنيد. يكي از راهها ادامه تحصيل است در هر حال سعي كنيد فرداهايي بهتر از امروز داشته باشيد تا دچار روزمرگي و تكرار نشويد. از ياد نبريم كه" هيچ صيادي در جوي حقيري كه به گودالي ميريزد، مرواريد صيد نخواهد كرد."
منبع: سایت راهکار مدیریت
يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود: شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك استگاه اتوبوس مي گذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلا جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما ميتوانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.
پيش از اين كه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد.
قاعدتا اين آزمون نميتواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد.هرچند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلا جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه ميتوانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعدا جبران كنيد. شما بايد شخص مورد علاقه تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.
از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد.او نوشته بود:سوييچ ماشين را به پزشك مي دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم منتظر اتوبوس مي مانيم.
همه مي پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي كند. چرا؟ زيرا ما هرگز نمي خواهيم داشته ها و مزيت هاي خود را(ماشين) از دست بدهيم.اگر قادر باشيم خودخواهي ها، محدوديت ها و مزيت هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي توانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم.
تحليل فوق را مي توانيم در يك چارچوب علمي تر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي گيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتا از منطق، در چارچوب مفروضات و محوديتهاي محيطي خود، استفاده مي كند و قادر نمي گردد اززواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي مي كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسايل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسايل نگاه كنند. در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت هاي خود را ببخشيم مي توانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم. شايد خيلي از پاسخ دهندگان به اين پرسش، قلبا رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابر اين چه چيزي باعث ميشود نتوانند آن پاسخ خاص راارايه كنند.دليل ان اينست كه به صورت جانبي تفكر نمي كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي گذارند. اكثريت شركت كنندگان خود را در اين چارچوب مي بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و ازاين زاويه كه مي توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده اند.
با تشکر از دوست عزیزم رز وحشی که به من لطف کردن و ادامه کار این وبلاگو به من محول نمودند، قبل از شروع چند نكته رو به اطلاع دوستان عزيز و بازديدكنندگان وبلاگ ميرسونم:
من فارغ التحصيل MBA واحد بین الملل شریف در کیش هستم و در حال حاضر در يك شرکت بازرگانی کار میکنم. هدفم از ادامه این وبلاگ بوجود آوردن یک جو همفکری، همكاري و تعامل سازنده بين داوطلبان و فارغ التحصيلان اين رشته در راستاي رشد و اعتلاي دانش و توانمنديهاي مديريتي در محيط كار و در زندگي شخصي است. به كار گروهي و اثرات هم افزايي آن اعتقاد راسخ دارم و معتقدم با كار گروهي سختترين گره ها باز شدني است. در اين وبلاگ سعي خواهد شد به سوالات رايج در خصوص اين رشته پاسخ داده شود لذا اگر جواب سوالات خود را در آرشيو پيدا نكرديد يا هر سوال ديگري داشتيد كه فكر ميكنيد با همفكري قابل حل ميباشد مطرح نماييد. از برنامه هاي ديگر ايجاد يك گروه فعال و شاداب از داوطلبان كه علاوه بر محيط مجازي -در حدي كه وقت و امكانات اجازه دهد- ملاقاتهاي حضوري نيز داشته باشند پيش بيني شده است. در ارتباط با برنامه هاي آتي و مواردي كه عرض شد بيصبرانه مشتاق شنيدن نظرات تان ميباشم.